سيد علي اكبر قرشي

28

قاموس قرآن ( فارسي )

فى عقر دارهم الَّا ذلَّوا » هيچ قومى در اصل و وسط ديارشان جنگيده نشدند مگر ذليل شدند اين حديث در مفردات و نهايه نيز آمده است * ( فَعَقَرُوا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ ) * پس شتر را پى كردند و بكشتند و از دستور پروردگارشان سرپيچى كردند « عَقَرُوا » ظاهرا اشاره است كه كشتن شتر با قطع پاهايش بوده است . عاقر : زن عقيم و مرد عقيم * ( قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَكانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً ) * مريم : 8 . عاقر در قرآن فقط در زن نازا به كار رفته نه در مرد و آن سه بار و همه دربارهء زن زكريا عليه السّلام آمده است . راغب گويد : گوئى زن نطفهء مرد را عقر و قطع مىكند . عقل : فهم . معرفت . درك . * ( ثُمَّ يُحَرِّفُونَه مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوه وَهُمْ يَعْلَمُونَ ) * بقره : 75 . يعنى آن را پس از فهميدنش دگرگون ميكردند در حالى كه ميدانستند * ( وَهُمْ يَعْلَمُونَ ) * راجع بتحريف و * ( عَقَلُوه ) * راجع بفهم كلام اللَّه است . * ( وَقالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ ) * ملك : 10 . و گفتند : اگر گوش ميداديم و ميفهميديم در ميان اهل سعير نمىبوديم * ( وَما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ ) * عنكبوت : 43 . جز دانايان آن را درك نميكنند . اگر آيات قرآن را تتبّع كنيم خواهيم ديد كه عقل در قرآن بمعنى فهم و درك و معرفت است . طبرسى فرموده : عقل ، فهم ، معرفت و لبّ نظير هماند راغب گويد : بنيروئيكه آمادهء قبول علم است عقل گويند همچنين بعلميكه بوسيلهء آن نيرو بدست آيد . عقل بمعنى اسمى در قرآن نيامده و فقط به صورت فعل مثل * ( عَقَلُوه ) * - . . . * ( يَعْقِلُونَ ) * - . . . * ( تَعْقِلُونَ ) * - . . . * ( نَعْقِلُ ) * به كار رفته است ، در روايات كه آمده « الْعَقْلُ ما عُبِدَ بِه الرَّحْمنُ » . . . « ما خَلَقَ الله خَلْقاً اكْرَمَ عَلَيْه مِنَ الْعَقْلِ » مراد از آن ظاهرا همان نيروى فهم و درك انسانى است . عقم : ( بر وزن قفل ) خشكيدن . راغب گفته : عقم خشك شدنى است كه مانع از قبول اثر باشد گويند